یک نکته

هر از گاهی بر آن می شویم ویژه نامه ای در رابطه با موضوعی که به نظرمان اهمیت خاصی دارد تهیه کنیم. در این رابطه اکثراٌ سئوالاتی را طرح و به پرسش م یگذاریم.. از آنجا که چند تن از خوانندگان، ما را در این رابطه مورد سؤال قرار دادند، بر آن شدیم توضیحی چند بر این روش بدهیم.

در ابتدا باید بگوییم که سوژه ی این همه پرسی ها ابتدا با چند تن از همکاران دائم یمان مورد مشورت قرار م یگیرد. به حدی در این مسئله وسواس داریم که ترتیب سوال ها و لیست افرادی که صاحب نظر یا مدعی ابراز عقیده در رابطه با موضوع مطرح در همه پرسی هستند نیز مورد مشورت قرار می گیرد. چون بر این اعتقاد هستیم که هر کسی بخشی از حقیقت را می شناسد بر همین اساس سراغ دوستانی چند می رویم و از آن ها که به نظر ما صاحب حرفی و یا اندیشه ای هستند سؤال م یکنیم.

نکته ی دیگر این که ما باور داریم که یکی از مبانی ژورنالیسم دمکراسی است. دمکراسی به معنی وسیع کلمه. این به این معن یست که ما نه خود را و نه هیچ یک از نظردهندگان را پرچمدار همه ی واقعیت نم یدانیم. بر این اعتقادیم که هر یک از این دوستان می توانند منظری از یک موضوع را به خواننده نمایش دهند. هر یک می تواند در حین پاسخ، به جلوه ای از جلوه های متنوع و متفاوت یک بحث بپردازد؛ و درست در استفاده از همین روش است که ما خود را در طیف معتقدان به دمکراسی می دانیم، زیرا این حق را برای خوانندگان خود قائلیم که هم هی این نظرات را بخوانند و بدانند و سپس خود با علم و آگاهی و اشراف در مورد صحت و سقم آن قضاوت کنند. در همین راستا هم هست که مجله ی آرش در طی این سا لها عموما بر این کوشش پا فشرده که انعکاس دهنده ی نظرات و طی فهای فکری متفاوت باشد. از آن جا که هر یک از این پاسخ ها با اسم و امضای نویسندگان است طبعاً مسئولیت پاسخگویی در قبال آن نیز به عهد هی خود نویسندگان م یباشد، مسئولیت ما نیز در انعکاس این نظرات و ثبت آن هاست.

ما بر این باوریم که با این اندک، م یتوانیم و می خواهیم سهمی در رشد اندیشه ی عمومی جامعه برداریم اگرچه این سهم بسیار کوچک باشد.تهیه ی پروند ههای این شماره نیز بر همین مبنا استوار است.

و اما،
رابطهی روشنفکران و قدرت را در آینهی پرسشهای بسیاری میتوان نگریست، از جمله :
روشنفکر کیست؟ آیا م یتوان به تعبیری روحانیون را روشنفکرانی از نوع سنتی قلمداد کرد؟ نقش روشنفکر چیست؟ قدرت را چهگونه تعریف میکنیم؟ آیا قدرت تنها در قدرت سیاسیی حاکم متبلور میشود؟ آیا قدرت سیاسیی مشروع وجود دارد؟ آیا روشنفکرانی را که با قدرتهای سیاسی همراهی می کنند میتوان کماکان روشنفکر خواند؟ در جهانی که سایهی قدرت بر بخش بزرگی از نهادها گسترده است، آیا روشنفکران میتوانند مستقل بماند؟ قدرت های سیاسی روشنفکران را چهگونه وادار به سکوت میکنند؟ قدرتهای سیاسی در جهان غرب روشنفکران را چهگونه در نظم حاکم حل میکنند؟

حکومتهای دیکتاتوری روشنفکران را چهگونه به خدمت میگیرند؟ آیا عضویت در حزب یا گروه سیاسی استقلال روشنفکر را خدشهدار نمیکند؟ آیا گروههای اپوزیسیون خود سازوکارهای قدرت را بازتولید نمیکنند؟ رابطهی روشنفکران ایرانی با قدرتهای جهانی را چهگونه میتوان ارزیابی کرد؟ رابطهی روشنفکران ایرانی با جمهوریی اسلامی را چهگونه میتوان ارزیابی کرد؟

ونیز رابطهی روشنفکران و قدرت را از منظرهای بسیاری میتوان نگریست:

از منظرِ ترفندهای قدرتها، روانشناسیی روشنفکران، نقش رسانهها، روند شکلگیریی گفتمانها، ذات قدرت، سازوکارهای ساختارهای طبقاتی، سازوکارهای ویژهی جهان سرمایهداری، رابطهی فرد و جمع، ترسها و توانهای انسانی، سرشت قدرت. پس، در عصری که: ارادهی معطوف به قدرت، صعود از هرم سیستمهای مستقر، غیاب همدردی، همشکلیهای انسانی را به عنوان عناصری از گفتمان رسمی تبلیغ میکند، رابطهی روشنفکران و قدرت شاید بیش از هر زمان دیگر پرسش ما است؟ در این خرید سیستماتیک، بهای روشنفکران چیست؟

تحریریه آرش